تولدت مبارک عزیزم
-
تاریخ: 1396/10/7 ساعت: 10:41
اصلا باورم نمیشه!xa0 چرا من باید تولد وبلاگمو فراموش کنم؟! چرا من دیروزو فراموش کردم؟! تولدت مبارک وبلاگ جان! + ممنونم که هستین : ) بعدانوشت: کلی براش برنامه داشتم بطوری که پست های منتشر شده مو روز به روز چک می کردم تا وقتی به روز ۳۶۵ ام رسیدم پست تولدش هم به همین شماره باشه! حیف...
در همه! سوا نکن : )
-
تاریخ: 1396/10/7 ساعت: 10:41
۱- نمیدونم چقدر تو درگاه ایستاده بود ولی همین که برگشتم و متوجه حضورش شدم، شاکی وار بهم میگه چرا لباس گرم پسرشو در نیاوردم! میگه ببین پشتش خیسه عرقه! (تو دلم گفتم به من چه خخخخخ والا) چرا حس کرده که وظیفه ی مربی مهدِ که لباس بچه شو از تنش دربیاره؟ مخصوصا پسر این خانم که انقدر شیطونه که یه جا بند نمی...
تاثیر نوشتن
-
تاریخ: 1396/10/7 ساعت: 10:41
اگر شما بدانید چه می خواهید، حتما آن را به دست می آورید. کتاب "بنویس تا اتفاق بیفتد" دکتر هنریت آن کلاوسر
قربون قد و بالاش برم یا نه؟ ^_^
-
تاریخ: 1396/10/7 ساعت: 10:41
تقریبا ساعت هفت بود که از خواب بیدار شدم. کلا عادت دارم بعدازظهر یه چند ساعتی رو بخوابم ولی خب اگه سه یا چهار نخوابم قطعا به ابتدای شب که برسیم خمارِ خمار و گیج و ویج میشم :/ خلاصه که همه چیزمو بگیرید ولی خواب بعدازظهرمو نع :/ : ) چی داشتم می گفتم؟! آهان! [آیکون بشکن] بیدار شدم و به عادت همیشگیِ بعد...
وقتی زنگ می زنی خونه و...
-
تاریخ: 1396/10/7 ساعت: 10:41
میگی هوس سیب زمینی سرخ کرده کردم ولی میای خونه و می بینی غذای مورد علاقه تو درست کردن. دیگه می مونی خوشحال بشی یا ناراحت!
مگه نه؟!
-
تاریخ: 1396/10/7 ساعت: 10:41
به قول آقای ح که مشاوره خانواده است: یه اصلی تو زندگی وجود داره که اگه همه بهش پایبند باشن اختلافات درون خانواده ای، به حداقل میرسه! و اون اصل اینه که: قبل از اینکه بهتون بگن "به تو چه!" به خودتون بگید "به من چه!" باور کنید جهان گلستان میشه.
احسن الحالم
-
تاریخ: 1396/10/7 ساعت: 10:41
چی میشد منم یه گلفروشی می داشتم یا حتی یه کتابفروشی؟ به کجای دنیا بر می خورد هان؟ :| + آدما تا وقتی هستن، تا وقتی نفس می کشن، برای دیدن گل و گلدون ذوق می کنن. نشه که فقط روی سنگ قبرشون گل بخریم. ++ گلی که امروز براشون خریدم و به شدت سوپرایز شدن ^_^
!
-
تاریخ: 1396/10/7 ساعت: 10:41
یعنی یه پنجشنبه ای هم که تعطیلی باید سر ساعت هفت بیدار بشی؟ مرسی عادت
یلدای من
-
تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 1:44
شَمَمتُ روح وِدادٍ و شِمتُ برق وصال بیا که بوی تو را میرم ای نسیم شمال اَحادیا بجمال الحبیب قِف و انزل که نیست صبر جمیلم ز اشتیاق جمال حکایت شب هجران فروگذاشته به به شکر آن که برافکند پرده روز وصال بیا که پرده گلریز هفت خانه چشم کشیده ایم به تحریر کارگاه خیال چو یار بر سر صلح است و عذر میطلبد توان گ...
گرمای تابستون زیر لحاف زمستون
-
تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 1:44
یکی باید پیدا بشه و به این فصل زیبا بگه "داداچ داری اشتباه میزنی! فصل تابستون انجام وظیفه کرد و رفت. وظایف تو یه چیز دیگه ست. همه از تو برف و بارونتو انتظار دارن نه خورشید تابانتو!" + روزی که داریم نفس های آخرشو ثانیه به ثانیه شماره می کنیم، گرم ترین روزی بود که تجربه کردم.
اولین هدیه
-
تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 1:44
وقتی گوشه ای ایستاده ای و نظاره گر چاشت خوردن بچه هایی که کشیده شدن دستت تو رو مجبور می کنه نگاهتو بسپاری به دوتا چشم سیاه و صورت نیمه سوخته ی آرزو کوچولو که با لبخند تو رو نگاه می کنه و میگه "برای تو کشیدمش" ^_^ + خدایا شکرت : ) شب نوشت (۲۲:۳۶): من چرا به "وزرآ" ی نوشته شده زیر خورشید دقت نکرده بود...
بارون میاد جر جر
-
تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 1:44
امروز هوا گرم نبود ولی سردم نبود. رفتیم تو حیاط بازی کردیم. خانم ر شلنگِ آب رو به شیر وصل کرد اما نه به قصد خیس کردنمون. گفته بود اومدم باغچه رو آبیاری کنم که شیطنت بچه ها منو به وجد آورد و شلنگ آب رو به سمت آسمون گرفتم. اولش بچه ها جیغ زدن ولی بعد نوای "دوباره دوباره" شون باعث شد بهشون چشمک بزنم که...
❄⛄
-
تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 15:56
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False"> یلداتون م...
قرعه کشی!
-
تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 9:06
میگما اینایی که برنده ی میلیونی یه محصولی میشن از اقوام همونان یا اینکه از مریخ اومدن؟!xa0 پس چرا ما برنده نمی شیم؟ ما هم که همون کد رو ارسال می کنیم و از همون محصول استفاده می کنیم!! تو هر قرعه کشی یی که شرکت کردم اسمم در نیومده!
چطوره؟ : )
-
تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 23:20
+ برای دیدن اندازه ی واقعی تصویر، بر روی آن کلیک کنید : ) ساخت جعبه های یلدایی م تموم شد فقط می مونه تزیینات روش و اینکه داخلشو چی بذارم. می خوام با مقوای سبز و قرمز هندونه درست کنم و با استفاده از نخ دِمسه ی سبز و پانچ، به جعبه ها وصل کنم(این از این).xa0 میشه اینبارم لطف کنید و راهنمایی بدین. یکی ا...
رمزی
-
تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 23:20
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
شنبه طوری
-
تاریخ: 1396/9/27 ساعت: 20:46
صبح نیم ساعت دیرتر بیدار شدم و به یاد محسن چاقالو هی با خودم می گفتم، باز "مهدم" دیر شد :| فرزطور بلند شدم و جامو مرتب کردم و پریدم بیرون. ماگمو از شیر داغ پر کردم و رفتم سمت روشویی و صورتمو شستم. تاشیرم ولرم بشه دوباره برگشتم تو اتاق و مانتو شلوارمو پوشیدم و رفتم جلو آینه. هر بار می اومدم تو هال، ن...
تکه تکه (۱)
-
تاریخ: 1396/9/27 ساعت: 20:46
عالِم، هر بامداد که بیدار می شود، در جستجوی علم است؛ می رود تا علمش را افزون کند. زاهد هر بامداد که بلند می شود در جستجوی زهد است؛ می رود تا زهدش را زیاد کند. اما جوانمرد هر بامداد که بر می خیزد در جستجوی عشق است؛ می رود تا دلی را شاد کند. روایت یکم از کتاب "جوانمرد نام دیگر تو" به قلم عرفان نظر آها...
تکه تکه (۲)
-
تاریخ: 1396/9/27 ساعت: 20:46
روزی مردی، پرسید: نشان جوانمردی چیست؟ جوانمردا، بگو تا ما هم مردی مان را جوانمردی کنیم! جوانمرد گفت: کمترین نشان، آن است که اگر خدا هزار کرامت با برادر تو کند و یکی با تو، تو آن یکیِ خودت را هم برداری و روی هزار تای برادرت بگذاری! مرد گفت: وای بر ما که از مردی تا جوانمردی، هزار گام است و ما هنوز در ...
تکه تکه (۳)
-
تاریخ: 1396/9/27 ساعت: 20:46
کسی بود که مدام به حسرت می گفت: کاش زودتر زاده شده بودم. کاش پیامبر را دیده بودم. کاش به خدمت رسول رسیده بودم. جوانمرد به او گفت: هنوز هم روزگار رسول خداست و هنوز هم عصر پیامبر است. اگر روز را به شب آری و کسی را نیازرده باشی، آن روز تاشب با پیامبر زندگی کرده ای، ولی اگر هزار نماز کنی و هزار حج بگزار...