ایستگاه توقف.

متن مرتبط با «عروسی» در سایت ایستگاه توقف. نوشته شده است

از عروسی تا خورش بادمجون

  • نیلوبلاگ

    چهارشنبه عروسیِ پسر داییمه. نه! داداشیم، که تنها شش ساعت از من کوچکتره : ) دوست نداشتم واسه مجلسش لباس بخرم ولی با اصرارای بقیه کوتاه اومدم و یه پیرهن خریدم. قشنگه ^_^ ساده اما شیک : ) به دلایل منکراتی عکسشو نمیذارم :دی امروز با مامان خانم و خواهرمو یسنا خانوم رفتیم بازار و یه کفشم واسه لباسم خریدم. این دسته گل کوچولویی رو که میبینید، تو عروسی یکی از اقوام آقا دامادمون به دختران مجرد میدادن ^_...

    ادامه مطلب
  • عروسی پسر دایی

  • نیلوبلاگ

    این عکسو ببینید؟ شبی که گذشت عروسی پسردایی م بود و با سلام و صلوات زوج خوشبخت رو راهی خونه بخت کردیم و برگشتیم : ) برام خیلی خیلی عجیب بود که با اینکه هر دو خانواده از خانواده های سرشناس مشهدن، انقدر بریز و بپاش کردن و مجلس عروسی رو تو بهترین و گرون ترین تالار شهر برگزار کردن. (البته الان که میبینم اونقدرام عجیب نبود!) انقدر که توصیه شده عروسی ها رو آسون و سبک بگیرین فکر می کردم این دو خانواده ...

    ادامه مطلب