
خان داداشم از وقتی پاشو عمل کرده بود زیر نظر پزشکش ورزشای مخصوص پا رو انجام میداد که پای راستش تنبل نشه. کم کم درد پاهاش کمتر شد و پای سوم که عصا باشه رو گذاشت کنار و باشگاه رفت. (قبلش تو خونه با دمبل روی پاهاش کار می کرد) خلاصه که هم کار می کرد و هم شبا می رفت باشگاه. اوایل شام رو همه با هم می خوردیم ولی کم کم تایم کاری و باشگاه برادرم قاتی پاتی شد و این ...
ادامه مطلب
دعاگوی همه ی بزرگواران بودم. ان شاءالله قسمت و روزی خودتون بشه : )...
ادامه مطلب
دعاگوی همه ی بزرگواران بودم. ان شاءالله قسمت و روزی خودتون بشه : )...
ادامه مطلب
سرگرمی دوست داشتنی ^_^ من مابین ورقه های مقوا و قیچی ^_^ ...
ادامه مطلب
برنامه ت برای روز جمعه چیه؟؟ : ) +به قول یه بنده خدایی که همیشه واسه مسخره بازی میگفت: "خواب... خوراک... کتاب دوباره خواب... خوراک... کتاب" -_- ++ خودم برنامه ی خاصی ندارم ولی همین رویه ی دوستمو پیش می گیرم : )) شما چطور؟ ^_^...
ادامه مطلب
از دیروزه که به فکر هوشمند کردن کارتای ملی مونیم. دیروز که اومدیم اداره پست مرکزی، سیستما خراب بود گفتن فردا بیاین درست میشه. بر گشتیم خونه. امروزم از ساعت هفت و نیم اینجاییم و بازم میگن سیستما خرابه شاید وصل بشه. +همین الان ( ۰۹:۴۵ )اعلام کردن دیگه وصل نمیشه! -_- آخه این چه وضعشه؟ از هر چی کار اداریه بیزارم فقط و فقط به خاطر همین سر دووندناش و معطل کردنا! امروز نشد، فردا گفتن هاشون. امروز نشد -_- فردا --_-- سردرد گرفتم :|| ...
ادامه مطلب